كمپني نفتي روسيه «روس نفت» در نظر دارد تا در سال 2003 به مقدار 2.5 ميليون تن مواد مختلف نفتي را به افغانستان وارد كند. قيمت مجموعي اين قرارداد 500 ميليون دالر برآورد شده. نظر به ارزيابي اين شركت، نفت مذكور نيم ضرورت مجموعي مواد سوخت مايع را در افغانستان مي پوشاند.
پيلوت ها (خلبانان) امريكايي كه اشتباهاً عساكر كانادايي را بمبارد كرده بودند، تحت تاثير مواد مخدر قرار داشتند. اين نتيجه گيري است كه مامورين نيروهاي هوايي امريكا- پس از آن كه در اثر اين اشتباه 4 سرباز كانادايي كشته و هشت نفر ديگر زخمي شدند- اعلان داشتند.
و ناگفته نماند، از افغانستان دات رو
و اين هم يك دانه GIF از آقاي كرزي براي ديزاينرهاي اينترنت
آقاي كرزي از سفر اروپا نا اميد نشد!
ريش سفيدان (مشران) قريه منگل ولايت خوست، كشت خشخاش را در اين مناطق ممنوع اعلان نمودند. آنها اين گام را به منظور همبستگي با فرمان رئيس دولت انتقالي، آقاي كرزي، نهادند. قابل يادآوري است كه خوست منطقه است كه در آن زيادترين بخش خشخاش افغانستان كشت ميگرديد. در اين شهر تصميم موي سفيدان قومي با ارزش تر از فرمان رئيس دولت ميباشد.
از افغانستان دات رو
تكرار حادثه!
خبر فلميكه ديشب در كانال ARD آلمان به نمايش گذاشته شد، ديروز در مطبوعات روسي هم انعكاس يافته بود. و دوست گرامي ام عمرجان اين خبر را در سايت خود (Afghanistan.ru) جاي داده است. منم مي پردازم به ترجمه مكمل آن: |
كانال تلويزيوني آلماني «ARD» فيلمي را در نظر دارد نشان بدهد (كه البته نشان داده شد) كه باحث رسوايي امريكايي ها خواهد شد. طوريكه روزنامه Sueddeutsche Zeitung مي نويسد، دايركتر اين فلم مي خواهد به اثبات برساند كه عساكر جنرال دوستم در روزهاي اخير جنگ عليه طالبان در افغانستان به تعداد 1000 اسير طالب را از بين بردند و جالب تر از همه، امريكايي ها هم در اين قصابي اشتراك داشتند.
در چهارشنبه شب بينندگان اين كانال تلويزيوني، اشخاص جالي خواهند بودند. در ساعت 21.55 كه فيلم «قصابي در افغانستان- آيا امريكايي ها هم شاهد صحنه بودند؟» به نمايش گذاشته ميشود، به كمال اغلب كه چند ديپلومت امريكايي، افسران و كارمندان دستگاه سي.آي.اي امريكا هم نزد تلويزيون هاي خود نشته و اين فلم را تماشا ميكنند. جالب اينست كه فلم دايركتر ايراني، آقاي جامي دورانه (شايد هم دُرانه) بر حيثيت امريكايي ها در جنگ شان عليه تروريزم تاثير منفي خواهد گذاشت. شعار اين فلم ساز طوريست كه: در زمان جنگ در افغانستان، يكي از نزديكترين همدستان امريكا تقريباً 1000 نفر اسير جنگي رژيم طالبان را از بين برد. و خطرناكتر از آن اينكه عساكر گروهي كوماندو امريكا هم در كشتارهاي جمعي و لت و كوبهاي اسيران شركت داشتند و يا شايد هم شاهد اين صحنه ها بودند. دولت امريكا هميشه اين اتهامات را رد مي نمايد و كانال تلويزيوني آ.ار.دي را در متردد ساختن افكار عامه متهم ميسازد.
طوريكه گفته ميشود، اين «قصابي» در نزديكي شهر مزارشريف، در شمال افغانستان، در منطقه كه توسط شخصيكه گذشته چندان خوبي هم ندارد، يعني جنرال دوستم ازبك اداره ميشود، اتفاق افتاده است. نظر به گفته دايركتر فلم، در ختم سال 2001 در دشت «ليلي» صدها نفر از دم تيغ كشيده شدند. بعضي ها هم در كانتينرهاي فلزي خفه شدند. آقاي دوران در يك مقاله خود در «Le Monde Diplomatique» نوشت كه تعداد كشته شده گان، شايد هم به 3000 نفر برسد: «كسانيكه اميدوار به يك برخورد انساني با در نظرداشت كنوينسيون ژنيف در مقابل خود بودند، در شرايط بسيار دشواري جان دادند.» او تصاويري از استخوانهاي مرده ها دارد، او شاهدان عيني را پرس و جو كرده است، و با اين همه مواديكه او جمع آوري نموده است، عساكر امريكايي و جنرال ازبك دوستم را كه فعلاً معاون وزير دفاع افغانستان هم ميباشد، متهم به اين جنايات نموده است.
اين واقعيت است كه نيروهاي دوستم در ختم جنگ 8000 نفر طالب را كه توسط نيروهاي پروامريكايي اتحاد شمال در اطراف مزارشريف و كندوز محاصره گرديده بودند، به اسارت گرفتند. چند نفر از اين اسيران تا حال زنده ماندند؟ هنوز معلوم نيست در بين اين اسرا بايد خارجي هاي زيادي هم مي بود، مثل پاكستاني ها، چيچن ها، جنگجوهاي افراطي از آسياي ميانه، عربها، تركها، و اينها كساني بودند كه نيروهاي اتحاد شمال از ايشان نفرت خاصي داشتند. در بين اسراي كه زنده ماندند چنين اشخاص كمتر به چشم ميخورند و اين اثبات كننده آن است كه ايشان را از ميان برداشتند.
خاصيت اين جنايت براي دوستم يك چيز جديدي نيست. نيروهاي او در اواخر سالهاي 90، صدها نفر طالب را در دشتها به خاك سپردند. آنها را به تير باران ميكردند و يا زنده به گور و بدينوسيله از استفاده مرمي صرفه جويي مينمودند. حقيقتاً طالبها هم اين جنايات را تكرار كردند، و به همين طريق با اسراي دوستم برخورد نمودند. اگر اينطور نتيجه گيري كنيم كه اين يك رسم و رواج بسيار خطرناك جنگي در شمال افغانستان ميباشد، عليه عساكر امريكايي اتهامات بسيار خطرناكي وجود دارد، چون اونها شاهدان عيني اين صحنه ها بودند. مسوولين قصر سفيد اين ادعا را رد نموده و تذكر داده اند: «ما نميدانيم كه چرا يك كانال معتبر تلويزيوني دست به نشر فلمي را ميزند كه در آن اسناد دروغين جا زده شده است، و بدين طريق اعمال ما را در افغانستان مورد سوال قرار ميدهد.»
از مطلبي كه در پائين ترجمه كردم و از خبر (آوازه) پلان وزير دفاع شدن گلبدين حكمتيار، ايطور معلوم ميشه كه حرف هاي جالب پشت پرده هم در سياست آقاي كرزي با امريكايي ها وجود داره.
وا بجان شيك ترين گداي سال ۲۰۰۲ (داكتر عبدالله) و قانوني و ديگران و......
يك فلم مستند بسيار جالب ديدم امشب در كانال ۱ تلويزيون آلمان. در اين فلم نشان داده میشه كه مداركي زيادي مبني بر دخالت دوستم و عساكر امريكايي در كشتار تسليم شدگان طالبان در ساحه مزارشريف و شبرغان وجود داره.
روسيه و فهيم، دو دوست قديمي
در افغانستان و بخصوص در اعمارارتش جديد آن كوشش به عمل مي آيد تا همپيمانان روسيه، يعني مليت تاجك آن كشور كه اكثريت شان در چهار چوب نيروهاي اتحاد شمال به رهبري وزير دفاع افغانستان محمد فهيم فعاليت مينمودند، را ازعرصه سياست دور نمايند. اگر چه در افغانستان هنوز ارتشي وجود ندارد، او تنها در حال ساختن است اما اين پروسه با مشكلات زيادي موجه ميباشد. پرابلم هم اينجاست كه تصميم دارند او را بدون «اشخاص ما» و جالبتر از همه بدون مشوره وزير دفاع افغانستان- كه با روسها ارتباطات دوستانه ي داشت- ساخته شود. حتي خود فهيم هم از اين مسأله راضي نيست. مسكو، سؤقصد اخير عليه جنرال فهيم را مرتبط به كوشش بعضي از همپيمانهاي غربي از قوم پشتون در افغانستان، ميدانند. كسي كه اخيراً به جرم پلان حمله به جنرال (مارشال!) فهيم دستگير گرديد، اعتراف نمود كه در خاك پاكستان تعليمات نظامي ديده است.
مسكو امروز خاطر نشان ميسازد كه: افغانستان يك كشور كثير القومي ميباشد، و اردوي كه در آن تشكيل مي يابد، تنها در صورت داشتن يك بالانس درست در تركيب قومي و پذيرش سياست نئيتراليزم، قادر به آن خواهد بود كه صلح را بازگرداند. اما ديده مي شود كه امريكايي ها، زيادتر بالاي پشتونها حساب ميكنند. به تاجك هاي اتحاد شمال، كه روابط بسيار نزديك با روسيه داشتند- در زمانيكه امريكايي ها طالبان را حمايت ميكردند- اعتبار نميكنند.
در نظر است تا در افغانستان يك اردوي 70 هزار نفري تشكيل گردد. اولين قدم دراين عرصه تشكيل واحد 12 هزار نفري در كابل ميباشد. اما افغانها دوست ندارند كه در اردو خدمت كنند. سه واحد كوچك كه توسط امريكايي ها در كابل تشكيل گرديد، تقريباً پس منحل شده: اكثريت سربازان تعليم ديده در اين واحد ها، فرار نمودند. افغانها به قوماندانهاي محلي خود ميپيوندند، به گروپهاي پارتيزاني خود. اونجا برآورد ديگريست از ديسپلين نظامي، نزديكتر در محل زندگي، و ناگفته نماند كه پيدا كردن لقمه ناني آسانتر است، بخصوص اگر قوماندان شان در ترافيك مواد مخدر دست داشته باشد. وزارت خارجه روسيه اظهار ميدارد كه در افغانستان فعلاً 200 هزار نفر مسلح موجود است و حدوداً 500 هزار ميل سلاح در نزد مردم موجود ميباشد. و قواي ايساف به تعداد 5 هزار نفر داشته و صرف در اطراف كابل جابجا هستند.
اما آرزوي داشتن يك اردوي ملي در آن كشور بسيار قوي است. قابل تذكر است با اين پرابلم هاي داخلي كه افغانها دارند، بر آورده ساختن چنين امري بسيار مشكل به نظر ميخورد. و در اين شرايط دور نگهداشتن وزير دفاع افغانستان از مسأئل تشكيل اردو و مشوره نكردن با او كاملاً بيجاست.
اگر موجوديت قوماندانهاي اتحاد شمال براي آقاي كرزي مزاحمت ميكنند، اما به كمك روسيه نياز دارد. ولو اين بسيار كوتاه مدت خواهد بود. ديپلوماتهاي روسيه تاكيد دارند كه: «ما گاو هاي شيري نيستيم». رئيس جمهور روسيه آقاي پوتين نميتواند چيزي را كه جورج بوش چند روز پيش انجام داد، تكرار نمايد. بوش قانون «حمايت از آزادي در افغانستان» را امضاء نمود، كه بدينوسيله مبلغ 2.3 ميليارد دالر، در طول چهار سال در ساختن افغانستان به مصرف ميرسد. و يك ميليارد ديگر در توسعه دادن حضور نيروهاي ايسافت در افغانستان از جانب امريكا پرداخته خواهد شد. در مجموع خود افغانها خواستار 10 ميليارد دالر در طول 10 تا 15 سال هستند.
روسيه تا حال توانمند بوده كه صرف با حضور نيروي انساني در منطقه عرض وجود كند و بدين وسيله داكترها، انجنيرها و متخصصين ديگر را به افغانستان ميفرستد. غرب به اين مسأله به ديده مثبت مينگرد، اما صرف بخاطريكه شركتهاي غربي نميخواهند با كمال ميل كارمندان خود را در سرزمين كه از آن بوي جنگ به مشام ميرسد، بفرستند: آنها تا حال نه از شرايط سياسي افغانستان و نه هم از شرايط بود و باش دشوار در آن كشور راضي ميباشند. اما اتباع روسي با معاش 700 تا هزار دالر در ماه، راضي هستند كه در آنجا كار كنند. اما متخصص غربي كمتر از 5 هزار دالر را قبول نميكند. اين مسأله را وزارت خارجه روسيه نيز به خوبي ميداند. نيروي كاري روسها ارزانتر از غربي هستند، هم از محيط زيست و غذاي آنجا شكايتي ندارند- مثل اروپايي هاي نازدانه- و هم از انفجارات ناهنگام طالبان كه هنوز باقي ماندند، ترسي. تا حال اين اينطور ميباشد- بودن ما در افغانستان ضرور است. اما با تغير شرايط در آن كشور، خدمات ما را به زودي فراموش ميكنند، طوريكه در قسمت جنرال فهيم چنين بودند.
از افغانستان دات رو
رئيس جمهور افغانستان، آقاي حامد كرزي روز يكشنبه (۱۵ دسمبر)، به منظور جلب كمكهاي بيشتر براي بازسازي آن مملكت، راهي كشورهاي اتحاديه اروپا خواهد شد.
كانال تلويزيوني استار-نيوس هند از قول منابع رسمي دولت افغانستان اضافه نمود، كه اين سفر ۵ روزه بوده و شامل كشورهاي ايتاليا، ناروي و سوئيد ميباشد.
از افغانستان دات رو
زبان دراز از آدرس سابقش رفته به يك خانه نو
پروسهء تبديل پول در هرات
در پاسخ به شکايت دولت افغانستان، ملل متحد ديگر کمک جمع آوری نمی کند
مقامات افغانستان شکايت از آن داشتند که موسسات وابسته به سازمان ملل متحد، بخش عمده ای از منابع مالی را صرف امور اداری و اجرائی ميکنند و پول کافی برای برنامه های بازسازی باقی نميماند
نقل قول از نگين آسيا
گورستان مردم بيگناه، در شمال افغانستان
در مناطق كارته زراعت و تخت پل- در طراف شهر مزار شريف- چند گورستانيكه در آن اشخاص غير نظامي دفن شده بودند، كشف گرديده. اين خبر را آقاي فيض الله ذكي، نماينده جنرال دوستم، نيز تائيد نمود.
از افغانستان دات رو
وزارت دفاع امريكا اعلان كرده، كه از آغاز امر جنگ عليه تروريزم، توسط مقامات قصر سفيد در اكتوبر سال گذشته؛ در اين جنگ تا حال ۵۵ تن امريكايي حرام شدند. ۴۵ نفر شان در افغانستان و ۱۰ تن ديگر در فليپين.
طوريكه سي.ان.ان. اعلام ميدارد، زيادتر شان در اثر سانحه هاي هوايي از بين رفتند.
از افغانستان دات رو
پسر شاه سابق افغانستان فوت كرد.
ده كودك آواره افغان در يك اردوگاه، در اثر سرما جان دادند.
اخبار كوتاه
در كابل باز شش بمبي كه با ميكانيزم ساعتي مجهز بودند، در يك منطقه پر ازدحام شهر، توسط نيروهاي امنيتي (كه حتماً شورواي نظار است) خنثي شد و گناه اي كار هم طبق معمول به گردن طالبها و القاعده افتاد.
كرزي ادعا كرده كه در هفته گذشته در مناطق جنوب غربي افغانستان، چند عضو بلند پايه طالبان دستگير شدند. او دقيق واضع نساخت كه چه اشخاصي بودند، اما گفت كه ملاعمر در بين شان نيست.
ايتر-تاس ميگه كه به تعداد ۷۹ عسكر امريكايي و ۲۵ سرباز رومانيايي، بعد از مرگ كردن (خوردن) فيل مرغهاي اخته شده به مناسبت جشن چطوره كايي امريكايي ها، مسموم شدند. اما متأسفانه نمردند.
رئيس جمهور اصلي افغانستان (زلمي خليل زاد) گفت كه به تاريخ ۲ دسمبر در يكي مناطق كشور، داماد ملا محمد عمر دستگير شده. خليلك گفت كه بن لادن به نظر وي در افغانستان نخواهد بود، اما ملا عمر جاي نرفته است.
اين چند خبر از سايت Afghanistan.ru ترجمه شده
ثروتهاي تاراج رفته
ايقدر دولت كرزي از گمرك هاي هرات و مزار حرف ميزنه كه گويا حساب دارايي ها را به مركز نمي فرستند، مه هنوز هيچ چيزي در باره ذخاير لاجورد و زمرد پنجشير و بدخشان چيزي نشنيدم. آيا صلاحيت عوايد اي سنگهاي گرانبهاي كشورما كه تا حال به دست يك گروه و قوم بود، به بودجه دولت ميره يا خير؟ به نظر مه باز دوستهاي شوراي نظار ما شيرغل خوده زدند.
نظرات تانرا ارسال كنيد
دوستهاي عزيز! گاهي به اين فكر افتادين كه اگر در وطن جنگي نمي بود و نباشه، رهبرهاي جهادي و اداره چي هاي دولت موقت چه خواهند كرد؟ نظرهاي تانرا به لحاظ خدا بنويسيد. من شخصاً اشغال ذيل را برايشان پيشنهاد ميكنم:
رباني- در تياتر افغانستان بحيث تقليد گر صدا كه ميتانه حتي براي زلمي آراء پند و عبرت باشه.
سياف- با همو چهره كه حالي كشيده (با يك جمپر پلنگي و كلاي پكل) زياتر به كچالو فروشهاي مندوي كابل شباحت پيدا كرده
كرزي- ميتانه پس بره امريكا و در رستوارنهاي برادرهاي خود پشقاب شوي كنه.
فهيم- گمان كنم همان كسب پدري برايش خوبه (سقوي)
يونس قانوني- رئيس ادارهء محلولين ميشه
خدا بيامرز ها را غرض نميگيرم چون بدون اونهم مصروف هيزم آوردن در داشهاي دوزخ هستند
تصاويري از اجلاس بن
شيرهاي زير دست شغال ها!
پارچه شعري كه از شاعره جوان افغان، مريم ناصري در ماه سپتمبر در روزنامه ننگرهار به چاپ رسيده، اين شاعره را به قهرمان زن پشتونها مبدل ساخته. خانم ناصري را كه 25 سال عمر دارد، «ملالي نو نام گذاشتند». ملالي شاعره افغاني بود كه در جنگ دوم افغان-انگليس (1848) در اشعار خود مردهاي افغان رامورد انتقاد قرار داده و ايشان را در بي غيرتي در جنگ عليه متجاوزين انگليس ملامت كرده بود.
ملالي مردها را به زنهاي مقايسه ميكرد، كه بجاي جنگ كردن عليه متتجاوزين انگليس «در خانه هايشان با دست بندهاي طلايي شان (چوري ها) بازي ميكنند». نقل قول ميشه كه اشعار ملالي به مردها شهامت داد و باحث پيروزي شان در جنگ مشهور ميوند كه در نزديكي قندهار شد.
خانم ناصري هم در شعر خود كه «بيگانه ها در سرزمين ما» نام دارد؛ مردها را به زن هاي برابر ساخته كه با كوزه هاي گلين آب مي آورند.
او ميگه: افغانها با چشم هاي خجل و پايين افتاده زندگي مي كنند.
زماني قهرماناني بودند كه به شيرها شباهت داشتند
حالا براي شغال ها اجازه اداره مملكت را دادند (البته مقصد اين خانم شاعره از شغالها نه تنها نيروهاي امريكايي در افغانستان است، بلكه نيز افغانهاي كه ريسمان زمامت امريكا را به گردن دارند)
زيادتر علاقمندان اشعار اين شاعره جوان كساني هستند كه بطور كامل از حضور نيروهاي بيگانه در افغانستان و از كساني كه در اداره دولت فعلي كابل سهم دارند؛ نفرت دارند.
سيد پوپل يك تن از كارمندان يك موسسه غير دولتي در جلال آباد گفت: «خانم ناصري يك انقلاب را برپا كرده».
او همچنان گفت: «ما براي مهمان در مملكت خود ضرورت نداريم كه شباهت هاي زيادي به كي.جي.بي سابق دارد. امريكا ميخواهد از افغانستان يك اسرائيل ثاني بسازد. ما طالب نيستيم و القاعده هم همچنان. اونها از بين رفتند.»
بعضي ها از اعمال گروه هاي مسلح افغاني به تنگ آمدند. آنها از صلاحيت هاي بويژه برخوردار اند، كه مردم را از خود ناراضي ساخته اند. زيادترشان از جانب امريكا حمايت ميگردند.
پوپل اضافه نمود: «حضرت علي، كسي كه زماني آشپز والي جلال آباد و معاون رئيس دولت يعني حاجي قدير بود، براي نيروهاي امريكايي در يافتن بقاياي طالبان كمك كرد. او فعلاً ميخواهد كه از تمام امكانات برخوردار باشد. ميخواهد رهبر مذهبي، ريش سفيد منطقه و رهبر نظامي باشد. اما او اين استعداد را ندارد. تحصيل نكرده و مردم به او احترام ندارند.»
اكثر مردم شهر جلال آباد از قوم پشتون هستند، اما حضرت علي پشتون نيست بلكه از يك قوم بسيار كوچك بنام پشه يي است. او تمام اقارب خود را با خود به شهر آورده.
عكس هاي او نه تنها در ديوارهاي خانه ها بلكه در روي موترهاي كه مامورين او با باديگاردهاي خود در آن رفت آمد ميكنند نصب است.
مردم منطقه زيادتر براي حاجي قدير وفادار بودند و با ميل عكس هاي او را در خانه هاي خود دارند.
بعد از مرگ حاجي قدير عدهء زيادي اميد خود را از دولت كنوني قطع كردند. مردم اميدوار بودند كه لويه جرگه قادر است پرابلم تقسيم كرسي هاي دولت را بر اساس فيصدي قومي حل كند.
فاميل هاي مهاجرين كه در تابستان گذشته از پاكستان به وطن بازگشته بودند، تصميم بازگشت مجدد را دارند.
نجيب الله حسين گفت: «مرگ حاجي قدير براي ما يك موضوع بسيار عمده بود. قبلاً ما به آينده افغانستان اميد داشتيم، اما حالا فكر ميكنيم كه همه چيز خراب تر شده.»
زيادي از اتباع افغانستان در حالت بسيار دشواري زندگي ميكنند. حامد كرزي هر روز مصروف سفرهاي متعدد در جهان است، اما در خانه خود نتوانسته است وحدت قومي را بوجود بياورد.
خود خانم ناصري هم در شعر خود از مداخلات حرف ميزند كه افغانها را از محور اصلي دور نگه ميدارد. او اضافه ميكند: «هيچ كسي گفته نميتواند كه چه شده و هيچ كسي نميتواند بگويد كه چرا مملكت ما در اين حال است.»
پوپل گفت: «پرابلم در اين است كه ما فعلاً نمي فهميم كه كي دشمن ماست و كي دوست ما. در زمان جنگ با شوروي مي فهميديم كه جهاد ميكنيم. و مي فهميدم كه دشمن ما كي بود ».
يك شاعره زبان پشتو ما و شما به اسم مريم ناصري غيرت به خرچ داده و شعري سروده كه در آن از افغانها به حث شيرهاي ياد كرده كه در اسارت شغال ها هستند ..... اين شعر در روزنامه ننگرهار (كه درست نمي فهمم در كجا انتشار مي يابد) نشر شده. منظورش از شغال ها در اين شعر نيروهاي خارجي به قومانده امريكا، در افغانستان هستند.
حالا در مناطق پشتو زبان افغانستان، اين شاعره جوان را به ملالي مقايسه ميكنند. اين شعر كه بيگانه ها در مملكت ما نام دارد، مرد هاي افغان را به زن هاي مقايسه ميكند كه با كوزه هاي گلين آب مياورند.
مكمل اين مطلب را در صفحه دوستم عمر جان كه به زبان روسي نشر ميگردد خواندم. اگر براي شما جالب است ميتوانم همه آنرا ترجمه كنم.
سلمان رشدي هنوز هم شرم نداره و در مقاله در نيويارك تايمز در باره حكم هاي جديد اعدام در جوامع اسلامي، جفنگ گفته. راديوي آزادي خلاصه اش را به فارسي دارد.
روزنامه كيهان چاپ ايران مطلب جالبي داره از حسين شريعتمداري. توصيه ميكنم حتماً بخوانيد.
حمله تروريستي عليه نيازف ناكام شد

چندي قبل درمطبوعات روسي، مطالبي پيرامون علاقه فوري امريكا نسبت به تركمنستان و خواست ايالات متحده براي بركناري نيازوف رئيس جمهور آن كشور، نوشته شده بود. علت اين علافه فوري امريكا نسبت به تركمنستان و ابلاغ نمودن دولت نيازف را يك دولت ديكتاتوري و او هم بعد از ۹ يا ۱۰ سال، فقط يك چيز است و او هم مسأله كه هميشه امريكا به خاطر آن به منافع كشورهاي ديگر تعرض ميكند، و او عدم دست رسي كافي شركتهاي نفتي امريكا در منابع نفتي اين كشور.
.... و ديرو بلاخره اولين حمله تروريستي عليه نيازوف در پايتخت تركمنستان، به ناكامي انجاميد. ۱۶ تن به جرم اشتراك در عمليات كه بخاطر از بين بردن سفرمرادنيازف طراحي شده بود؛ دستگير شدند. ۴ تن از اين اشخاص تابعيت گرجستان را دارند.
حمله زماني صورت گرفت كه قطار ماشين هاي رياست جمهوري از خانه او كه در خارج از شهر قرار دارد، به طرف قصر رياست جمهوري در حال حركت بودند. در اين عمليات يك مامور پوليس كشته و چند تن ديگر زخمي گرديدند. به خود نيازف هيچ ضرري نرسيد.
پوتين از مرگ نجات يافت

ديروز در مسير راهي ولاديمير پوتين، رئيس جمهور روسيه يك بمب ۴۰ كيلوگرامي جاگذاري شده بود. به نقل از گازيتا دات رو حدود ساعت ۸ و ۴۵ شب، هنگامي كه ولاديمير پوتين از دفتر كاري خود در كرملين به سمت محل زندگي كه در خارج از مسكو موقعيت دارد، در حركت بود، كارمندان ايف.ايس.بي (سازمان اطلاعات روسيه) اين بمب را كه در مسير حركت كارتيژ وي جاگذاري شده بود كشف كردند.
منابع رسمي كرملين و سازمانهاي اطلاعاتي روسيه اين خبر را تكذيب كردند.
ايتار تاس از قول تلويزيون الجزيره مي گويد كه ششمين راكتي كه از جانب مخالفين كرزي به طرف كابل انداخت شده بود، به عمارت سالون غذا خوري كابينه دولت اصابت كرده است.
وزارت خارجه روسيه: خطر بازگشت طالبان بر سر قدرت درافغانستان
وزارت خارجه روسيه اظهار نظر نموده كه جهان بايد ديدگاه خويش در مورد افغانستان يكبار ديگر تجديد نمايد. بدور از حقيقت نيست كه براي تغييرات ريشه يي در اين كشور، بايد استراتيژي جديد را طرح كرد. در عين زمان اين وزارت تأئيد نمي نمايد كه افغانستان كدام خطري براي جامعه بين المللي ميباشد.
نقل قول از Afghanistan.ru
شكست طالبان: پول يا بمب؟
امريكا موفقيت جنگ در افغانستان را نه به وسيله قوت نظامي، بلكه به كمك بسيار چيز قديمه و آزموده شده(يعني رشوه) برد. اين موضوع در كتابي نوشته شده كه امروز در امريكا به چاپ ميرسد.
در اين كتاب، ژورناليست Washington Post آقاي "بوب وودوارد" تاكيد ميكند، كه اجنت هاي سي.آي.اي به سرگروپي يك گروپ ديسانت به نام Jawbreaker، چندين گروپ طالبان و ديگر مخالفين امريكا را در افغانستان خريداري كردند و براي اين مقصد مبلغ 70 ميليون دالر مصرف كردند.
در كتاب "بوش در جنگ" "ودوارد" نقل ميكند، كه همزمان با بمباردمان افغانستان، 110 تن از اعضاي سي.آي.اي و 316 تن از اعضاي گارد مخصوص حمله، با چمدان هاي پر از پول ضربه محكمي به پيكر دشمن وارد نمودند.
پولهاي مصرف شده به منظور خريداري قوماندانهاي طالبان، قطره ي است در يك بحر به مقايسه با مصرف جنگي دستگاه نظامي امريكا در افغانستان كه حدود 10 ميليارد محاسبه ميگردد. اما با وصف آن متخصصين نيز موافق هستند كه كه پول ذكر شده تاثير مهمتري در موفقيت عمليات جنگي امريكا در افغانستان داشته، چرا كه اين پول به منظور از خود ساختن نيروهاي طالبان و جذب كردن ارتش اتحاد شمال خرچ گرديده.
نظر به معلومات آقاي وودوارد، يك گروپي 10 نفري ديسانت با نام مخصوص Jawbreaker به تاريخ 26 سپتمبر در خاك افغانستان بر زمين فرود آمدند- يعني 15 روز بعد از اتفاق يازده سپتمر. آنها در يك چمدان 3 ميليون دالر را با خود داشتند.
سر گروپ اين دسته، آقاي "گاري" اين مبلغ را كه همه اش نوت هاي 100 دالري بود، در اختيار رئيس امنيت اتحاد شمال قرار داد و گفت كه او هر كاري كه ميخواهد، به دلخواه خود ميتواند با اين پول انجام دهد. روز بعد او يك ميليون دالر را در اختيار رهبري جبهه اتحاد شمال، كه حالا پوست وزارت خارجه افغانستان در اختيار دارد، قرار داد.
براي "خينكو" كه در دستگاه سي.آي.اي امريكا، مسوول اداره مبارزه با تروريزم است، معلوم بود كه اين مبلغ چقدر نزد گروپهاي فقير شده يي كه چند سال قبل توسط طالبان خريداري شده بودند، ارزشمند است.
وودوارد نوشته است كه قوماندانهاي جنگي اتحاد شمال و معاونين شان با صد ها تن از سربازانشان را ميتوان به مبلغ حتي 50000 دالر خريد. به همين منوال اگر ما محتاطانه برخورد ميكرديم، ميشد كه زيادتر اعضاي طالبان را نيز خريد، بدون عمليات وسع محاربوي.
براي يكي از سرگروپهاي طالبان مبلغ 50000 دالر پيشنهاد گرديد، اما او تقاضاي فكر كردن در اين مورد را براي يك روز كرد. بعداً امريكايي ها يك بمب لايزري را در پهلوي قرارگاه او انفجار دادند و فرداي آن پيشنهاد خود را با مبلغ 40000 تكرار كردند، و او راضي گرديد.
آقاي P.V.King رئيس بخش سياست امريكا با ممالك اسلامي در Brooking Institution اينطور اظهار نظر مي نمايد: بايد بدانيد كه كارها در آنجا (افغانستان) بدين منوال پيش ميرود. از زمان جنگ با نيروهاي اتحاد شوروي به بعد، در افغانستان حكومت مركزي وجود نداشته. هميشه سوال اينطور مطرح بوده: كسي كه پول دارد، اسلحه هم دارد.
همچنان خانم "جوليا سيرس" كارشناس سابق دستگاه جاسوسي پنتاگون كه مسائل افغانستان را تعقيب ميكند، نيز با آقاي كينگ همنظر است و اضافه ميكند: "اگر ما از اين سيستم چند سال قبل استفاده ميكرديم، اين پرابلم ها را نمي داشتيم. جبهه متحد شمال به پول نياز داشت".
با وجود آن پولهاي امريكا براي جمع آوري اطلاعات در مورد موقعيت اسامه بن لادن و ملا عمر اثري نداشت.
وودوارد تذكر ميدهد كه آخرين دستور "خينك" براي "گاري"، قبل از حركت او به طرف افغانستان اينطور بود: "شما يك وظيفه داريد. جنگجويان القاعده را بيابيد و از بين ببريد. بن لادن را حتماً پيدا كنيد. من ميخواهم سر او را در چمدانم داشته باشم تا بتوانم براي رئيس جمهور (جورج بوش) نشان دهم".
در اولين پيام از افغانستان، "گاري" بسيار مغرورانه تقاضا كرده بود كه برايش چند عدد كارتونهاي محكم با يخ خشك بفرستند.
ترجمه از زبان روسي از سايت Afghanistan.ru






