اين وبلاگ به اينجا نقل مكان نموده
This page moved hier
مي فهميد پرابلم اسرائيل و فلسطين از كجا آب ميخورد؟... يهودي ها به طور پراگنده در كشورهاي اروپايي (و كشورهاي ديگر) زيست ميكردند. مردم منافقي بودند، به هر كاري دخالت ميكردند و اگر از دست شان چيزي بدي ميآمد به حق ديگران روا داشتند، در بين خود اتفاق داشتند، ثروت مي اندوختند (و ديگران را بيچاره ميساختند).
در اواخر قرن 19 امپراطوري روسي سندي را پيدا كردند كه توسط بزرگان قوم يهود در سويس به امضاء رسيده بود، و موضوع آن انديشه آوردن جهان، به زير يوغ قوم موسي بود. يهودها كوشش ميكردند وسيعاً در ساختمان سياسي كشورهاي اروپايي سهم داشته باشند. در هرجاي دست به توطيه ميزدند و منافع خويش را وسعت ميدادند، تا حدي كه تنفر نسبت به اين قوم در سراسر اروپا شدت يافت.
به عقيده بعضي ها يكي از ريشه هاي اساسي پرابلمهاي بزرگ قرن بيست (جنگهاي اول و دوم جهاني) هم، يهوديها اند..... اروپا بلاخره از دست شان به تنگ آمد و طرح «رهايي از چنگ مفسدين» را مطرح ساخت.
با اين اقدام، اروپا خواست تا همزمان دو مقصد را بدست بياورد. يكي رهايي از شر صهونيستهاي يهود، و ديگري شعله ور ساختن آتش جنگ در سرزمين اسلام.
تا حال سالهاست كه مردم بيچاره فلسطين و كافهء ملت اسلام، بخاطر بدست آوردن حق مسلم شان (يعني باز گرفتن سرزمين پدري شان)، با اين قوم در جنگند و هر روزه جام شهادت مينوشند. رهبرهاي كشورهاي اسلامي هميشه در تكاپوي نگهداشتن قدرت مطلقه خود و خانواده شان، مشغول چاپوليسي امريكا و سائر كشورهاي اروپايي هستند. كشورهاي اروپايي و امريكا طور آشكار از دولت صهونيستي اسرائيل حمايت ميكنند.
در جهان كنوني رول عمده را در پيشبرد سياست و تبارز قدرت، رسانه هاي گروهي بازي ميكنند. يكي از موفقيت هاي اروپا-امريكا و صهيونيستها داشتن چنين رسانه هاي در سطح جهان و منطقه ميباشد. دو ديو تبليغاتي اروپا و انگليس (بي.بي.سي و سي.ان.ان) هميش از منافع كشور اسرائيل را حمايت ميكنند.
ديشب 12 تن فلسطيني بيچاره جام شهادت نوشيدند، و بي.بي.سي. با پخش نشر اين خبر، صرف ديدهاي دولتمتداران اسرائيلي به منعكس ساخته و هيچ نقطه نظري از سوي رهبري و مردم فلسطين تبارز نيافته است.
عتيق الله بريالي، برياست يك هئيت وزارت دفاع افغانستان، عازم روسيه شد. هئيت در طول اقامت سه روزه خود در مسكو، در مورد مدرن ساختن تجهيزات اردوي افغانستان (شايد هم تنها پنجشير)، با مقامات وزارت دفاع روسيه گفتگو خواهند كرد.
جالب اينجاست كه دولت كرزي هميشه داد از كمبود كادرهاي مسلكي ميزند، اما تمام وزارتها و سفارتها به دست «برادرهاي» شوراي نظار ميباشد. از حقيقت پنهان نيست كه بريالي هيچ تعليمات نظامي ندارد، بغير آنكه در جنگهاي چريكي خانه مان سوز و در چور و چپاول كابل در سالهاي 90 سهم داشته است. شما خود تصور كنيد كه چنين اشخاصي از نام ملت افغان در سفرهاي خود چگونه قراردادهاي را به امضا خواهند رسانید.
بسيار كم اتفاق مي افتد كه يك آژانس خبررساني دولتي مثل «ايرنا» مطلبي را كه در آن حقيقت هم به اندازه بسيار ناچيز وجود داشته باشد، به نشر بسپارد. اما امروز چنين اتفاقي افتيده و مطلب «موقعيت امريكا در افغانستان به چالش كشيده شده است» را حتماً بخوانيد، تحليل جالبي است از آقاي خيرالله شفيعي.
يك اعتراف! بايدبگويم كه متآسفانه يكبار هم در ايران نبودم. اما تعريف زيادي از زيارتهايش شنيدم و از روابط نه چندان انساني دولتمداران اين خاك و بوم با همشهري هاي افغاني ام. خوب البته افغاني هاي كه در اونجا هستند، از لحاظ سطح دانش و درجه تحصيل، مثل اتباع تمام كشورها مختلف اند. از «كارگر» گرفته تا شاعر و نويسنده و استاد و معلم. اما همه را يك چيز به دور هم جمع ميكند و آنهم پناهنده، مهاجرت و فرار از جنگ و بدخبتي.
امروز خواستم در گوگل بعضي كلمه هاي مربوط به افغان و افغانستان و.... را جستجو كنم، تا برايم روشن گردد كه دوستان ايراني ما در مورد ما چه فكار ميكنند و در وبلاگهايشان چه چيزها در مورد ما مينويسند.
اولين وبلاگي كه به آن برخوردم «دندان پزشك» بود. دندان پزشك، زيادتر بايد معالج امراض ديگري ميبود، نه دندان پزشكي. در وجود او زيادتر درد .... (ديگري) است نه درد دندان. بر عكس آقاي مخملباف (كه به انوع گوناگون افغانها را توعين كرده و از شرايط فعلي به نفع خودش استفاده)، دندان پزشك درد زيادي از افغانها ديده و از ديدنشان در ايران متنفر است. در جامعه مثل ايران كه در آن انسانهاي فهميدهي هم خوشبختانه زياد ميباشند، شايد بودن چنين «دندان پزشك» هاي هم يك امر عادي باشد.
وبلاگ ... Sky and ، يافتن ليست وبلاگهاي افغاني را كشف جالبي پنداشته.
صاحب «صندوق خونه»، يكبار براي يك افغاني كه نزد داكتر رفته بود، ترجمان بوده و برخلاف اصول ترجماني (و انساني) در كشورهاي دنيا، تمام راز و نياز، اسم شخص مذكور، و داستان مكمل بيچاره را در وبلاگش نوشته. صرف بايد تذكر دهم كه بنده هم در كشور سويس گاه گاهي كار ترجماني را انجام ميدهم و با بسياري از دوستان ايراني بخاطر ترجماني همراه بودم و چيزهاي جالبي هم در طول كار شنيدم (و ديدم) اما نقل كردنش را به كسي ديگر و آن هم با تمسخر مجاز نميبينم.
«رضا مهندس» پرابلم آب درياچه هلمند را مورد غور و بررسي گذاشته، كه بعضي نقطه نظرهاي جالبي هم دارد.
«هيس» ماجراي جالبي را (دردآور و خنده دار)، كه يك مرد افغاني «سراي دار» قهرمان آن است، در وبلاگش گنجانيده.
وبلاگ «سرو» در مورد فيلم سفر قندهار مينويسد و گمان ميكند كه مخملباف يك شخص راستگوي هست.
«حرفهاي تنهايي» هم زياد از افغانها خوشش نمي آيد و نا گفته نماند كه بسيار بدش هم ميايد.
وبلاگ «اسب آتش» جريان بحث درس انگليسي اش را كه در مورد تبيض نزادي و بخصوص در بين جوانهاي ايراني بوده، نقل ميكند.
و اين مطلب را هم حتماً در «دلتنگستان» بخوانيد.
بلاخره عكس آقاي شينواري را پيدا كردم. معرفي شويد، جناب وزير عدليه دولت موقت افغانستان. |
نظامي هاي امريكايي و سربازان افغان، در دو روز اخير حدوداً 20 نفر را به جرم تبليغ جهاد عليه خارجي ها در افغانستان، دستگير كردند.
آژانس خبررساني «ريا نووستي» اعلام ميدارد كه مجاهدين در ولايت قندهار، كه در نزديكي مرز با پاكستان موقعيت دارد، دستگير گرديده اند.
موظفين امنيت دولتي شهر قندهار، شب جمعه دو تروريست (فعلاً هر كس كه با امريكا خصومت داشته باشد تروريست خوانده ميشه) ديگر را كه چند ميل سلاح هم با خود داشتند، دستگير نمودند.
اخبار ديگر حاكي است كه در نزديكي ميدان هوايي بگرام باز هم انفجاراتي صورت گرفته. سخنگويي نيروهاي متجاوز امريكا گفت، كه موظفين مشغول بازرسي اين حادثه هستند. در اين انفجار متأسفانه هيچ سرباز امريكايي آسيب نديد.
نظامي هاي امريكايي و سربازان افغان، در دو روز اخير حدوداً 20 نفر را به جرم تبليغ جهاد عليه خارجي ها در افغانستان، دستگير كردند.
آژانس خبررساني «ريا نووستي» اعلام ميدارد كه مجاهدين در ولايت قندهار، كه در نزديكي مرز با پاكستان موقعيت دارد، دستگير گرديده اند.
موظفين امنيت دولتي شهر قندهار، شب جمعه دو تروريست (فعلاً هر كس كه با امريكا خصامت داشته باشد تروريست خوانده ميشه) ديگر را كه چند ميل سلاح هم با خود داشتند، دستگير نمودند.
اخبار ديگر حاكي است كه در نزديكي ميدان هوايي بگرام باز هم انفجاراتي صورت گرفته. سخنگويي نيروهاي متجاوز امريكا گفت، كه موظفين مشغول بازرسي اين حادثه هستند. در اين انفجار متأسفانه هيچ سرباز امريكايي آسيب نديد.
پايه هاي اساسي قدرت در افغانستان
نمايندگان دولت موقت اسلامي افغانستان، در جريان سفرهاي متعدد خويش به ممالك مختلف، مكرراً در مورد احياي فوري اردوي (ارتش) ملي سخن بر زبان آورده اند. كنترول كشور، بدون چنين ارگاني بسيار دشوار به نظر ميخورد. حامد كرزي تا حال نتوانسته است كه اداره اكثر مناطق كشور را در دست داشته باشد. در آنجا ده ها گروه مسلح قومي، يا تا حدي و يا اصلاً دولت كرزي را به رسميت نميشناسند. موجوديت گروپهاي وهابي از قوم پشتون- كه زيادتر شان در صفوف طالبان ميجنگيدند- در ميان اين نارضايان، زيادتر از ديگران مطرح ميباشد. خطر ديگري كه بسيار جدي ميباشد، باندهاي مافيايي است كه روابط بسيار محكم با سيستم هاي مافيايي پاكستان، جنوب-شرقي ايران، آسياي مركزي و كشورهاي مشترك المنافع دارند.
در كنار همه اين جريانات، خطر اساسي حضور سازمانهاي جاسوسي كشورهاي مختلف- كه بخاطر منافع جيوپوليتيك خويش در اين سرزمين جنگديده مصروف فعاليت هستند- ميباشد. تمام اين فاكتورهاي كه در بالا از آن ياد شد تاثير بسيار منفي بالاي روند صلح در افغانستان دارد و دولت موقت اسلامي افغانستان را ضعيف و ناتوان ميسازد. به همين منظور اولين كار در اين كشور، بايد احيا يك اردوي (ارتش) ملي، با دسپلين، با امكانات قوي و كنترول شده از مركز باشد.
به منظور تحكيم صلح در كشور، كنترول تمام ولايات توسط ارگانهاي مركزي ، حل پرابلم تجارت مواد مخدر و جلوگيري از مداخلات خارجي، دولت موقت در نظر دارد تا كارهاي ذيل را انجام دهد:
تشكيل اردوي (ارتش) افغانستان
در سطح داخلي افغانستان، نيروي اصلي نظامي دولت موقت، گروپهاي مسلح وزير دفاع كشور، محمد قسيم فهيم (شوراي نظار شمالي) ميباشند. تعداد لشكر مارشال فهيم به 10 هزار نفر ميرسد (كه 75 در صد آن از قوم تاجك ميباشد).
اكثر جنگجويان شوراي نظار در سالهاي 1975 تا 1992 در جنگهاي پارتيزاني عليه رژيم محمد داود خان و متاقباً حزب دموكراتيك خلق افغانستان و همچنان نيروهاي فرقه 40 اتحاد شوروي، اشتراك ورزيدند. از سال 1992 به بعد دار و دسته فهيم سرگرم كشمكشهاي قومي با گروپهاي ديگر و بعداً با طالبها بودند. و اين همه يكي از دلايل تجارب جنگي اين گروه در طول سالهاي متوالي ميباشد.
اكثريت رهبري اين گروه (شوراي نظار) از همه بيشتر همكاري روسيه را با خود داشتند (بخصوص محمد قسيم فهيم، معاون وي عتيق الله بريالي، قوماندان نيروهاي هوايي محمد دوراني و ديگران). بعضي هايشان هم روابط نزديك با جمهوري اسلامي ايران و قواي مسلح هند داشتند. حتي عدهي از اين اشخاص در سازمانهاي جاسوسي كشورهاي خارجي جلب و جذب گرديده بودند (زيادتر سازمانهاي جاسوسي امريكا، فرانسه، انگلستان و پاكستان). در پهلوي «شوراي نظار» بعضي از گروپهاي پشتون (بخصوص از قوم پاپلزايي) هم از دولت كرزي حمايت ميكنند.
نيروهاي هاي نامبرده ستون اصلي اردوي افغانستان خواهد بود. در اين مرحله رول عمده را در تشكيل اردوي ملي، قسيم فهيم و اطرافيانش بازي خواهند كرد. همزمان نيروهاي قومي ديگري هم در مناطق مختلف حضور دارند (كه تعداد شان تقريباً به 10 هزار نفر ميرسد). بعضي از قوماندانهاي اين تنظيم ها تا اندازهي از دولت كرزي حمايت ميكنند و عدهي هم حتي او را به رسميت نميشناسند. آنها مناطق استراتيژيكي مهم كشور را زير كنترول دارند و از حمايت كشورهاي خارجي مثل ايران، ازبكستان، پاكستان، تركيه و عربستان سعودي برخوردار ميباشند.
وظيفه اساسي دولت موقت اينست، تا نيروهاي متفرقه اطراف را هم در چوكات اردوي ملي داخل سازد. اين امر در صورتي امكان پذير است كه انتقادات جنگسالاران شنيده شود و تشنجات قومي بر كنار گردد. در غير آن، دولت با يك عكس العمل بسيار جدي رو برو خواهد شد. مهم است كه در تركيب اردوي ملي افغانستان تمام مليت ها گنجانيده شود. امتياز دادن به بعضي و دور ساختن ديگري، باعث تشنجات مي گردد و دوام جنگ داخلي در كشورطولاني تر ميسازد. زيادتر اطرافيان وزير دفاع به اين نظر اند كه اردوي كشور حدود 110 هزار نفر جمعيت داشته باشد.
در شرايط كنوني با كمك كشورهاي خارجي آمادگي گروپهاي اول اردو افغانستان جريان دارد. در ماه هاي اخير دولتهاي زيادي آمادگي خويش را به منظور همكاري در ساختن ارتش ملي ابراز داشتند. به منظور تربيه كادرهاي جديد نظامي، كشورهاي مثل امريكا، بريتانيا، تركيه، فرانسه، آلمان و حتي هندوستان، دست بكار شدند. چندين قرداد به مقصد كمك نظامي براي افغانستان، بين دولت چين و افغانستان در جريان سفر حامد كرزي، و عربستان سعودي و افغانستان در جريان سفر فهيم به آنجا، به امضاء رسيد. در نظر است تا مسأله رسمي همكاري روسيه به افغانستان در ارتباط با مسائل نظامي، در نشست رسمي آقاي فهيم كه در ماه آينده به مسكو پلان شده، مورد بحث قرار گيرد.
وزارت دفاع افغانستان همچنان همكاري نظاميان تاجكي از كشور تاجكستان را نيز بدست آورده است (قابل يادآوري است كه حدوداً 100 نفر مشاور تاجكي و نيروهاي مخصوص وزارت دفاع تاجكستان، در نبردهاي شوراي نظار عليه طالبان، در كنار فهيم مي جنگيدند).
تشكيل پوليس جنايي افغانستان
در ماه جنوري به رهبري دوست حزبي جنرال فهيم، يعني محمد يونس قانوني، تشكيل پوليس جنايي افغانستان مطرح گرديد. در پلان است تا اين تشكيل 30 هزار كارمند داشته باشد.
جرمني يگانه كشوري است كه زيادترين كمك را در اين عرصه خواهد كرد. در ماه جنوري، بن مبلغ 4.5 ميليون يورو را به منظور تشكيل نيروي پوليس افغانستان، كمك نمود. همزمان 8 نفر متخصص آلماني بخاطر تثبيت كردن وضعيت كنوني نيروي جنايي افغانستان، به كابل سفر نمودند.
تشكيل ارگانهاي امنيت ملي و ضد جاسوسي
حالا هم در ا فغانستان كارهاي در زمينه ايجاد ارگان امنيت ملي و ضد جاسوسي جريان دارد. و به همين مقصد مخالفتهاي بين طرفدارهاي پشتون آقاي كرزي و تاجكهاي محمد قسيم فيهم وجود دارد. بخاطر سهم فعال در جنگ عليه نيروهاي طالبان، گروپ فهيم در اين عرصه سهمي بيشتري دارد. فهيم ميخواهد تا سازمان امنيت، ادامه دهنده خط مشي امنيت ملي دولت آقاي برهان الدين رباني باشد. امنيت ملي رباني در سالهاي 80 به كمك مشاورين احمد شاه مسعود كه از سازمانهاي جاسوسي كشورهاي خارجي (مثل سي.آي.اي، دي.جي.اس.اي و آي.اس.آي) بودند، تشكيل يافته بود. اين يگانه دليلي بود كه دستگاه جاسوسي احمدشاه مسعود، قويتر از ديگر گروپهاي جهادي در زمان كشمكش با شوروي بود.
تمام متن را حوصله نداشتم كه ترجمه كنم.
اصل مطلب در افغانستان دات رو
يك عراده موتر (ماشين)، كه سربازهاي دولتي را حمل و نقل ميداد، در ولايت قندهار در نزديكي مرز با پاكستان، انفجار داده شد.
اين خبر را روزنامه جنگ چاپ پاكستان به نقل از اهالي شهر مرزي چمن به نشر سپرده است.
شاهدان عيني گفته اند كه اين موتر بر اثر فير (شليك) راكت منجر داده شد. مقامات دولتي افغانستان تا هنوز اين خبر را تائيد نكرده اند. از تعداد تلفات در اين حادثه هيچ اطلاعي در دست نيست.
منبع: افغانستان دات رو
آقاي مخلباف با تمام فلمهاي ارزه و بي معني خود، در دنياي وبلاگ داران (البته كه به اينهم نمي ارزد) هم غوغايي آفريده. چند روز قبل مطلبي را در اينجا خواندم و بعدش هم گفتم اگر ادعاي بچگانه و فريبكارانه اش را رد كنم و بگم كه فيلم سفر در قندهارش اگر يازده سپتمبر نمي بود، نه بوش احمق مي ديدش و نه هم كسي ديگري (و نه هم به ديدن ميارزد)، شايد بيجا باشد و ارزش تكليفم را نداشته باشد. تا اينكه ديدم، وبلاگ قشنگ غزل امروز هم، چرت و پرتهاي مخلباف و در همين مورد تحليل بسيار عالمانه آقاي سياه سنگ و نوشتهي وبلاگ پرده را را لينك داده است. منم نشستم و همه اش را يكي پي ديگري خواندم و سرانجام به اين نتيجه رسيدم كه آقاي مخملباف، آدمي است توطئه گر، دروغ گو، خود خواه، جا طلب و استفاده جوي. او با زيركي خاصي كه دارد درست فهميده كه مسأله افغانستان داغ است و ساختن NGO هم در شرايط فعلي پر مفاد.
|
يك وبلاگ همزبان ايراني ما، طنزهاي جالبي را به شيوه خودش نوشته كه فكر كنم خواندن آن خالي از مفاد نيست و حالا در اينجا يك طنز آن را ميآورم:
خاتمی در جهنم
پس چون رييس جمهور خاتمي بمرد و در آن دنيا بشد وي را به همراه جرج بوش و ملكه اليزابت در جهنم انداختند كه جرج بوش همي جنگ افروز ببود و ملكه طاغوتي و خاتمي نيز اصلاحات بكرده و همگان را بدبخت نموده بودي....و اين سه در جهنم با يكديگر در گفتگو ــ گفتگوي تمدنها ــ ببودند كه ناگاه ملكه اليزابت بگفتا كه مرا دل از براي انگلستان تنگ شده پس همي خواهم كه بدانجا زنگي زنم و حال و احوال همي كنم..پس شيطان وي را تلفن بداد كه زنگ همي زن و ملكه نيز پس از پنج دقيقه صحبت در تليفان در نزد شيطان بشد و گفت كه چقدر ميشود آيا؟و شيطان وي را بگفت كه پنج ميليون دلار.پس ملكه دست در جيب بكرد و وي را چكي بداد به جايگاه خود بازگشت...پس از لختي بوش بگفتا كه من نيز تليفان همي كنم كه ببينم همه جهان آيا بگرفته ايم و برج چند قلو بنا نهاده ايم .آيا؟يا اينكه چي...پس در پاي تليفان شد و سه دقيقه مكالمات بكرد و در نزد شيطان بشد و وي را گفت كه حساب ما چقدر شد داداش؟و شيطان وي را بگفت كه ده ميليون دلار..پس بوش همي تعجب نمود ليك از براي كم نياوردن هيچ نگفت و چكي شيطان بداد و بازگشت...پس خاتمي نيز بگفت كه من نيز دلم همي تنگ شده و خواهم كه ايران را زنگ زنم تا بينم گره فشار در چه حالست و دوم خرداديان درچه حال و چندين روزنامه تعطيل شده و هنوز آيا ملت بر سر كارند يا اينكه چي..كه شنيدم رييس جمهوري اسكيزوفرني بيامده شگفتا رييس جمهوري كه وي را نام مسعود است و... پس گوشي تلفان در دست گرفت و شروع كرد به صحبت كردن و ۱۰ دقيقه و ۲۰ دقيقه و ۴۰ دقيقه و ۱ ساعت و ۲ ساعت و ... گذشت تا انكه پس از ۲۰ ساعت وي را مكالمه تمام شد و به نزد شيطان شد و گفت صورت حساب ما همي چه ميشود و ارزان همي حساب كن تا شما را مشتري شيم ( كه در ايران كل خريد كردن يك طرف و چانه زدن آن يك طرف است) پس شيطان چرتكه بينداخت و وي را بگفت كه يك دلار ميشود...پس ملكه اليزابت و جرج بوش را فك بيفتاد كه چرا از ما اينهه گرفتي و از خاتمي كه طولاني مدت در گفتگو ببود اين ناچيز مبلغ؟پس شيطان ايشان را بگفت كه شمايان از جهنم با آمريكا و انگليس سخن همي گفتيد.و شما را خارجي حساب نمودم ليك خاتمي از جهنم به جهنم زنگ همي زد پس مكالمه وي را درون شهري حساب نمودم....
تقريباً 100 نفر افغان در زندانهاي جمهوري تاجسكستان محبوس هستند. اين خبر را امروز، سفير دولت موقت كرزي در دوشنبه، محمد داود پنجشيري (از تخلصش معلوم است كه بايد سفير باشه) اعلام داشت. به گفته وي اتباع افغاني به جرم عبور غير قانوني از مرزهاي تاجكستان و قاچاق مواد مخدر در اعيام مختلف، زنداني شده اند.
وي اضافه نمود كه شرايط زندگي اتباع افغاني در اين حبس خانه ها، مطابق با نورم هاي بين المللي ميباشد.
در نواحي پايگاه بگرام، اشخاصي نا معلومي بالا نيروهاي امريكايي فير (شليك) كردند. سخنگويي اين نيروها گفت كه مهاجمين از سلاحهاي 107 ميلي متره استفاده كرده بودند.
گفته شده است كه در اين حمله «متأسفانه» هيچ كدام ازسربازان متجاوزين آسيب نديده است.
بن لادن زنده است
داكتر عبدالله عبدالله وزير خارجه دولت كرزي، سابق سخنگوي (بعضي ها ميگفتند دروغگوي*) جمعيت اسلامي افغانستان، اعلام كرده است كه اسامه بن لادن زنده است.
او به خبري كه (اسامه خاك افغانستان ترك و در پاكستان ميباشد) در مطبوعات انعكاس يافته بود هيچ جوابي نداد.
او اين مطلب را در دبي، كه از آنجا راهي دالس (سويس) بود، اظهار داشت. (قرار به گدايي برود و برايش يك دريشي و بوت (كفش و شلوار) جديد بخرد).
*-وقتي در اخبار ميگفت كه مثلاً ما كاپيسا را از چنگ طالب ها خلاص كرديم، اين به معني آن بود كه كاپيسا به چنگ طالبها افتاده بود.
نوت- اگر كسي ديگري در مورد زنده بودن بن لادن چيزي ميگفت، امريكا فوراً او را براي تحقيق مي برد.
چگونه بن لادن فرار كرد
روزنامه «The Washington Post» در شمارهي امروزي خود، راز فرار بن لادن از كوه هاي توره بوره را فاش نموده است. روزنامه مي نويسد كه يكي از باديگاردهاي وفادار به او، توانست تا امريكايي ها را فريب داده، امكان فرار رهبرش را ميسر سازد.
زمانيكه اطراف توره بوره- جاييكه بن لادن در آن پنهان بود- بوسيله نيروهاي امريكايي محاصره گرديد، وي تلفون ستلايتش را به يكي از محافظين خود داد و خودش منطقه را ترك نمود.
او خوب ميدانست كه نيروهاي امريكايي تلاش ميكنند تا امواج تلفونش را كشف، و او را دستگير نمايند و بدليل آنكه محافظش در توره بوره باقي مي ماند، فكر خواهند كرد كه او در آنجاست.
باديگارد وفادار به بن لادن در نهايت دستگير گرديد و فعلاً در جزيره گوانتانامو به سر ميبرد. او در بين زندانيان خودش را امير ميخواند و قوماندان.
جمهوري قزاقستان خواسته است تا اتباع كشورش، كه در جزيره گوانتانامو در بند هستند، به قزاقستان برگردانده شوند. اين مطلب را امروز، معاون اول وزير خارجه جمهوري قزاقستان، آقاي ابوسعيدوف اعلام داشت.
در جزيره گوانتانامو كيوبا، اتباع كشورهاي مختلف، كه در جريان نبرد عليه تروريزم در خاك افغانستان گرفتار شدند، زنداني هستند. ابو سعيدوف گفت: ما خبر داريم كه اتباع كشور ما هم در اين جمع هستند، اما تعداد دقيق شان را نميدانيم. ولی نظر به معلومات كه در دست ما رسيده، دو نفر تابعيت قزاقستان را دارند.
فعلاً امريكايي ها گفته اند كه تحقيقات جريان دارد، تا بدانند كه ارتباطات اتباع قزاقستاني با طالبان و القاعده تا كدام سرحد بوده.
از افغانستان دات رو
قبل از تهاجم امريكا در افغانستان، رسانه هاي غربي (بخصوص امريكايي) همه روزه قانون ها زشت طالبان را در برنامه هاي خود مورد بحث و ارزيابي قرار ميدادند چهره زشت شانرا بر ملا ميساختند. اما حالا كه جريانات افغانستان به نفع امريكاست و وضعيت حقوق بشر (و زن) اصلاً در كشور تغيير نيافته، هيچ چيزي به زبان نمي ياورند. غربي ها غافلند كه طالب رفته و استادش (ملا) آمده و به قول معروف سگ زرد بيادر شغال است.
القصه: تلويزيونهاي كبلي در كابل ممنوع اعلان شد و قاضي القضات افغانستان (در تلويزيون يكبار ديدمش، بسيار چهره خشن داره، خدا نشان نده) محتوي تلويزيون هاي كبلي را غير افغاني و غير اسلامي اعلان كرده.
اندر حکايات تفاوت هيتلر و بوش همين بس که آن حکيم فرزانه دست راستش را به سوي آسمان دراز مي کرد و اين عنصر معلوم الحال دست چپش را. اکنون خود دانيد چه قضاوت کنيد!
تجاوز هميشه تلفات داره. وقتي امريكا خواهان حضور و مداخله در مسائل داخلي عموم كشورهاي جهان (بخصوص ممالك اسلامي) است، بايد با جهاد مقابل باشه. و امروز بار ديگر يك تن از متجاوزين امريكا در كويت حرام شد.
عنواني جالبي است «نيروهاي افغان با پاچا خان مذاكره ميكنند»، پس پاچا خان كيست؟ امريكاييست؟ او كه خود را از همه افغانتر داره.
بلاخره عكس آقاي شينواري را پيدا كردم. معرفي شويد، جناب وزير عدليه دولت موقت افغانستان.
هنرمندان سال 
كرزي از چشمك افتاده، گوشك ميزنه!